رمز نوروز
نوروز بار دیگر از راه رسید و کوله بار پر از سبزه و طراوت خویش را بر دوش دارد و می خواهد آن را بر جهان خاکی بگذارد و راه نو شدن را به انسان ها بیاموزد و بگوید : بهار فصلی تکراری است ، آن چه باید از آن گرفت رمز نوشدن است ؛ نوشدن در روح و صفای درون ؛ نوشدن در زیستن ؛ نوشدن در اندیشه و تفکر و ... هرگاه لب به سخن می گشاییم و می خواهیم از هر چه بگوییم، باز به زندگی و اندوه و غم های فراوان و شادی اندک آن می رسیم ؛ باز به بربستن رخت تدریجی صفا و صداقت و جایگزینی نفرت و دروغ می رسیم .باز به جایی می رسیم که می بینیم چه بسیار کسانی که برای رسیدن به آمالشان(؟) از پل ساخته از ویرانه های دیگران عبور می کنند و هر جایی را به محلی برای تسویه حساب شخصی و نمودن حقد و کینه ی خود تبدیل می کنند . راستی باید پرسید : چرا؟
در این باره بسیار اندیشیده ام و تنها چیزی که به آن رسیده ام ، این است که اینان هدف از زندگی و زیستن را با وجودی که در دنیای فناوری و اطلاعات و ... می زیند به اشتباه گرفته اند و چیزی از عشق و انسانیت را با خود برنداشته اند و این گونه است که اگر ستوران هم لگدهای لبریز از پستی خویش را بر سر بزرگان اندیشه و معرفت بکوبند و در پی تخریب آنان هم برآیند ، دیگر جایی برای گله و شکوه نمی ماند .
«زندگی را از نخست برای من بد ترجمه کرده اند :
زندگی را، یکی مرگ تدریجی نام نهاد
یکی بدبختی مطلق معنی کرد
یکی درد درمان ناپذیرش خواند
و سرانجام یکی رسید و گفت :
زندگی به تنهایی ناقص است !
... تا عشق نباشد ، زندگی تفسیر نمی شود » (شاملو )
شاید بسیاری بر من خرده گیرند که چنین نیست و بدبین گشته ای ؛ اما می گویم دوست گرامی من بدبین نیستم ؛ می خواهم دنیایم ، هستی ام و هر آن چه دارم ، لبریز از عشق گردد و آن را با تمام وجود به همه ی آن هایی که دوستشان دارم ، هدیه کنم ، ولی خود دانی که جایی برای دلخوشی نگذاشته ، عشق را به سخره گرفته و آن را نشانی از عجز و سستی دانسته اند .
« مرد بقال از من پرسید
چند من خربزه می خواهی
من از او پرسیدم
دل خوش سیری چند ؟ » سهراب
حال که نوروز باستانی ما از راه رسیده است، بیایید نفرت ها و کینه ها را از سراچه دلمان بیرون بیندازیم و به جایش صفا و صداقت و پاکی و عشق بکاریم و به انتظار معجزه ی حاصل از آن بنشینیم تا ببینیم که چگونه هم چون نوروز، زندگی و شهر و دیارمان را لبریز از شادی و صمیمیت خواهد کرد و طراوت و حرکت را در وجودمان برای گام برداشتن به سوی حق و انسانیت خواهد کاشت و مدینه فاضله را به ارمغان خواهد آورد !
« آه ای زندگی منم که هنوز
با همه ی پوچی از تو لبریزم » فروغ
نوروز بر شما خوبان مبارک ! اسعدی